Image
11 دیدگاه
  1. پریسا اسفنذیاری

    سلام اقای غیابی ,من به عنوان یه فرد به شدت درونگرا فکر میکنم اینکه تصمیم بگیریم دراین لحظه یک فرد درونگرا باشیم یا یک فرد برونگرا عملی نیست .شاید بتونیم روی بعضی ازویژگیها کارکنیم وبه مرور زمان تغییرشون بدیم ,مثل یک شخص درون گرا که بنا به شرایط شغلی مهارت سخنرانی درجمع کار را ارتقا میده اما یقینا همیشه این کار ازاون انرژي خواهد گرفت .کتاب سکوت قدرت درونگراها,کتاب جالبی هست درهمین زمینه .ممنون از مطلب خوبتون

    1. رضا غیابی

      سلام و وقت بخیر. از اینکه مطلب رو مطالعه کردید حوشحالم. ببینید موضوع این نیست که در لحظه نصمیم بگیریم و حالت روانی‌مون رو تغییر بدیم. ایده‌ی اصلی این یادداشت این هست که برونگرایی راز موفقیت نیست. اصلا لازم نیست همه برونگرا باشند اما جامعه همه‌ی ما را به همین سمت جهت می‌دهد. با این نگاه، من در این یادداشت از برونگراها دعوت کردم تا با تمرین دنیای افراد درونگرا رو تجربه کنند. این مضووع ثمراتی دارد که در یادداشت توضیج دادم وگرنه پرواضحه که تغییر در لحظه ممکن نیست مگر به همت سال‌های تمرین. موفق باشید.

  2. فرزانه

    مطلب مفیدی بود. سپاس

  3. Salman

    عالي بود
    من خودم به شخصه تا قبل از اينكه وارد دانشگاه بشم كاملا درونگرا بودم
    ولي به مرور زمان و بخصوص بعد از وارد شدن به بازار كار تونستم تغييراتي در خودم ايجاد كنم و كمي برونگرا بشم
    و الان در حال حاضر بنظر خودم به تعادل در بين درونگرايي و برونگرايي رسيدم
    البته ناگفته پيداست كه نوع شغل هر فردي در تغييرات ايجاد شده تأثير زيادي دارد
    به لحاظ اجبار در تعامل و ارتباط رودر رو با افراد و مشتريان و سازمانهاي مختلف
    ميل به برونگرايي اجتناب ناپذير است

  4. مونااسلامی بلده

    سلام… شاید به این مورد هم میشه توجه کرد که درونگراها لذت بیشتری از زندگی می‌برند و معنای زندگی رو متوجه می‌شوند یا برون‌گراها؟ یا هر کدام به سبک خود…

  5. Nesa

    بسیار عالی بود.
    زمانی بود از حوزه روانشناسی تاکید میشد اگر از چیزی ناراحت هستید یا دلخور یا اگر شادید باید آنرا بروز بدید و این امر برای درونگرایان بسیار سخت و دشوار هست. زیرا آنها گاها احساسات خود را در درون نگه می دارند و نمی توانند ابراز کنند.
    و همانطور که شما به درستی اشاره کردید در حال حاضر این موضوع از روابط شخصی فرد تا روابط احتماعی و کاری تاثیرگذار هست.

    1. Hamed

      همینطور هست که میفرمایید. هیچ برتریی نسبت به هیچکدام از این حالات نسبت به هم وجود ندارد. ولی ما میتوانیم در مواقعی خودمان را به حالت دیگری شبیه کنیم!

  6. نستوه

    سلام رضای عزیز ممنون از مطالب خوبت. من انسان را موجود شونده می دانم و معتقدم با همه تفاوت هایی که بین ما هست اما چیزی به اسم شخصیت متعادل وجود دارد که برای همه قابل وصول است و من آن را شخصیت کامل می نامم زیرا کمال شخصیتی ما در نزدیک شدن به آن است هر چند بسیار دشوار. با شما موافقم که ما هر قدر درون یا برون گرا باشیم باز هم از هیچ بخشی خالی نیستیم و تقویت یک بعد در شخصیت ما منوط به انتخابهای ماست منوط به تمرین، تکرار و از همه مهمتر اراده ما.

  7. علی

    ممنون، بسیار نکته‌ ی مهم و درستی هست. من هم زمانی نوع INTJ بودم و این موضوع را غیر قابل تغییر میدانستم. اما در کمال تعجب با پذیرفتن نقش جدید کاری که نیاز به تعامل بیرونی داشت بعد از مدتی به ESTJ تغییر حالت دادم و جالبتر اینکه همچنان خصوصیات خوب درونگرایی در دسترسم هستند.

    1. سحر

      برای من که درونگرا هستم بخشی از مطلب دردناک بود. وقتی به عنوان یه درونگرا گاهی مستقیم و رودررو بهم میگن اعتماد به نفستو ببر بالا خیلی ناراحتم می‌کنه. من اعتماد به نفس خوبی دارم اما باید باملاحظه یا متفاوت باهام برخورد بشه. انگار آدمها وقت ندارند برای کشف یه درونگرا صرف کنن پس مجبورش میکنن مثل برونگراها برخورد کنه تا اونا زحمتی برا ارتباط نکشن. ما تو دنیای غالب برونگراها مغلوب داستانیم. سعی می‌کنیم برخی جاها برونگرا باشیم‌ اما کاش به عنوان یه مسئولیت اجتماعی یاد بگیریم درونگراها روش برقرای ارتباط متفاوتی دارن و یادش بگیریم. یک قدم از هرطرف دنیا رو قشنگتر میکنه.

  8. امیر

    سلام رضا جان
    در تیمم عضو درون‌گرا دارم. بنابراین تصمیم‌گرفتم برای نظرخواهی و تصویب تصمیم‌ها، با طمأنینه رفتار کنم.
    همین‌طور، اونجا که اشاره کردی حالا می‌تونی معنا رو از درون خودت بگیری تا از تعامل با بقیه، برام الهام‌بخش بود. انگیزه‌ام برای ترجمه‌ی جدیدم بیشتر شد.

    ممنون ازت

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.