هوش مصنوعی با نمایش ساخته نمیشود

هوش مصنوعی برای ایران بیش از آنکه به سند، همایش یا رونمایی تازه نیاز داشته باشد، به یک مسئله قدیمی اقتصاد پاسخ میدهد: چگونه میتوان فناوری را به بهرهوری تبدیل کرد؟ برآوردهای ارائهشده در نشست کمیسیون تحول، نوآوری و بهرهوری اتاق بازرگانی تهران نشان میدهد بازار هوش مصنوعی ایران در پایان سال ۱۴۰۳ حدود ۵.۵ هزار میلیارد تومان بوده و مجموع سرمایهگذاری ده ساله این حوزه به حدود ۸۲ میلیون دلار رسیده است؛ ارقامی که در کنار تمرکز نیروی انسانی در تهران و مهاجرت متخصصان، از شکاف میان جاهطلبیهای فناورانه و ظرفیت واقعی اقتصاد حکایت دارد. مسئله ایران صرفاً کمبود مدل، پردازنده یا نیروی متخصص نیست؛ زیرساخت ارتباطی ناپایدار، دسترسی محدود به داده و توان پردازشی پراکنده نیز مانع عبور از مرحله آزمایش شدهاند. در چنین شرایطی، هدف اصلی نباید ساخت نسخه داخلی همه فناوریهای جهانی باشد، بلکه باید استفاده از هوش مصنوعی برای کاهش هزینه، افزایش کیفیت و حل مسائل واقعی در کارخانه، بانک، شرکت و دولت باشد.
چرا طرح «مقابله با نفوذ بیگانگان» میتواند برای علم، اقتصاد و مدیریت کشور پرهزینه باشد؟

مقابله با جاسوسی و نفوذ سازمانیافته، ضرورتی بدیهی برای هر دولت است. ایران نیز با توجه به تجربه ترور دانشمندان، عملیات اطلاعاتی خارجی، تحریمهای پیچیده و تهدیدهای امنیتی، بیش از بسیاری از کشورها به قوانین دقیق و مؤثر ضدجاسوسی نیاز دارد. اما امنیت ملی فقط با شدت مجازات تأمین نمیشود؛ کیفیت تعریف جرم، قابلیت اجرای قانون و تناسب میان تهدید و پاسخ نیز به همان اندازه اهمیت دارد. قانونی که مرز میان جاسوسی و تعامل عادی علمی، اقتصادی یا فرهنگی را روشن نکند، ممکن است بهجای محدودکردن نفوذگر، ارتباط قانونی شهروندان، دانشگاهها و بنگاهها را محدود کند.
شرکتها از بیپولی نمیمیرند؛ از دیر رسیدن پول میمیرند

شرکتها همیشه از بیپولی ورشکست نمیشوند؛ گاهی مشکل اصلی، دیر رسیدن پول است. در اقتصاد تورمی و پرنااطمینان، فاصله میان زمان پرداخت هزینهها و وصول درآمدها میتواند حتی یک شرکت سودآور را با بحران نقدینگی مواجه کند. افزایش فروش نیز لزوماً این مشکل را حل نمیکند؛ اگر مطالبات دیر وصول شوند، رشد سریع میتواند نیاز به سرمایه در گردش را بیشتر کند. به همین دلیل، مدیریت «زمان پول» به یکی از مهمترین وظایف مدیرعامل تبدیل شده است؛ از کنترل چرخه تبدیل وجه نقد و وصول مطالبات گرفته تا زمانبندی پرداختها، نگهداری نقدینگی و اصلاح نظام انگیزشی.
وقتی صرافی با پول مشتری زمین میخرد، دیگر صرافی نیست

روایت یک خطای ساده اما پرهزینه: چرا تبدیل داراییهای کوتاهمدت مشتریان به سرمایهگذاریهای بلندمدت میتواند یک سکوی رمزارزی را به «بانکی بدون مجوز» تبدیل کند؟
قبض دوم اینترنت؛ چرا مردم گران میخرند و شبکه ارزان میفروشد؟

هر دو طرف درست میگویند؛ زیرا در ایران چیزی که کاربر برای اینترنت میپردازد، با چیزی که شبکه دریافت میکند یکسان نیست.
وقتی ساختن ارزان شد، انتخاب برنده سختتر شد

هوش مصنوعی هزینه و زمان ساخت محصول اولیه را کاهش داده، اما تشخیص استارتاپهای ماندگار را برای سرمایهگذاران دشوارتر کرده است. در این شرایط، مزیت واقعی در داده اختصاصی، توزیع، حفظ مشتری و سرعت یادگیری تیمها شکل میگیرد.
ایران بدون افق؛ چرا بازگشت به برنامهریزی بلندمدت یک فوریت ملی است

در اقتصاد ایران، «بلندمدت» دیگر نام یک دوره زمانی نیست؛ به واژهای آرمانی تبدیل شده است. در چنین فضایی، برنامهریزی پنجساله حتی پیش از آنکه روی کاغذ بیاید، زیر فشار واقعیتهای پنجروزه فرسوده میشود.
چرا مدیران عامل، مدیران بازاریابی خود را شکست میدهند؟

در بسیاری از جلسات مدیریتی، وقتی صحبت از استخدام مدیر بازاریابی میشود، مدیرعامل جملهای میگوید که در ظاهر کاملاً منطقی به نظر میرسد: «کسی را میخواهیم که فروش را تکان بدهد.»
از مبارزه با «هزار فامیل» تا رؤیای «صد هزار خانواده کارآفرین»

هرگاه سخن از فساد اقتصادی، روابط ناسالم قدرت و اقتصاد غیررقابتی به میان آمده، نام هزار فامیل نیز در کنار آن قرار گرفته است.
پنج راه نجات برای کسبوکارهای کوچک و متوسط در اقتصاد بلاتکلیف ایران

در سالهای اخیر، مدیران کسبوکارهای کوچک و متوسط ایران بیش از آنکه درگیر رقابت با رقبای خود باشند، با متغیری به نام «ابهام» دستوپنجه نرم کردهاند.