مروری بر وضعیت اکوسیستم استارتاپی ایران، فاصله آن با کشورهای منطقه و ضرورت مقیاسپذیری، خلق ارزش و بهبود فضای تنظیمگری.


مروری بر وضعیت اکوسیستم استارتاپی ایران، فاصله آن با کشورهای منطقه و ضرورت مقیاسپذیری، خلق ارزش و بهبود فضای تنظیمگری.
این گفتوگو به بررسی یکی از مهمترین پرسشهای امروز مدیران، کارآفرینان و فعالان کسبوکار میپردازد: در جهانی که همزمان با جنگ، نااطمینانیهای اقتصادی و تحولات شتابان هوش مصنوعی مواجه است، چگونه میتوان همچنان استراتژیک فکر کرد، تصمیم گرفت و مسیر ساختن را ادامه داد؟
در راستای توسعه برنامههای ترویجی و تقویت همکاریهای تخصصی در زیستبوم نوآوری کشور، طی حکمی از سوی ادارهکل ترویج و توسعه خوشههای نوآوری پارک فناوری پردیس، رضا غیابی به عنوان مشاور این ادارهکل منصوب شد.
انجمن ترویج کسبوکارهای خانوادگی با صدور حکمی، رضا غیابی را بهعنوان «رئیس کمیته بینالملل» این انجمن منصوب کرد.

فیبر نوری تا خانهها رفته، اما هنوز به بخش بزرگی از زندگی دیجیتال ایرانیها نرسیده است. بیش از ۱۱ میلیون خانوار تحت پوششاند، اما فقط حدود ۲.۱ میلیون خانوار و کسبوکار به شبکه متصل شدهاند. مسئله فقط توسعه کابل نیست؛ قیمت، کیفیت، رقابت و موانع دسترسی تعیین میکنند که فیبر به یک خدمت واقعی تبدیل شود یا صرفاً یک پروژه زیرساختی باقی بماند.

رشد اقتصادی ایران در بهار ۱۴۰۵ بار دیگر نشان داد که وابستگی به نفت، فقط مسئله درآمد دولت نیست؛ بلکه میتواند به مسئلهای برای کل بنگاههای اقتصادی تبدیل شود. با افت ۱۰.۱ درصدی تولید ناخالص داخلی، بخش نفت سهم قابلتوجهی از کاهش رشد را به خود اختصاص داده، اما مسئله مهمتر این است که چرا سایر بخشهای اقتصاد نتوانستهاند بخشی از این شوک را جذب کنند. بنگاه ایرانی برای ادامه فعالیت، فقط به تسهیلات بانکی نیاز ندارد؛ به ثبات مقررات، دسترسی قابلپیشبینی به ارز و مواد اولیه، امکان صادرات و چشمانداز روشن برای سرمایهگذاری نیاز دارد. در چنین شرایطی، رشد بدون نفت به معنای حذف نفت از اقتصاد نیست؛ بلکه به معنای کاهش آسیبپذیری اقتصاد در برابر اختلال در درآمدهای نفتی است. اگر قرار باشد هر افت صادرات نفت به کاهش تولید، تعویق سرمایهگذاری و از دست رفتن فرصتهای شغلی منجر شود، مسئله اصلی فقط میزان فروش نفت نیست؛ بلکه توان اقتصاد برای ایستادن روی پای خود است.

مروری بر وضعیت اکوسیستم استارتاپی ایران، فاصله آن با کشورهای منطقه و ضرورت مقیاسپذیری، خلق ارزش و بهبود فضای تنظیمگری.

دولت از کارکنانش خواسته است یک روز در هفته خودروهای شخصی را کنار بگذارند و برای کاهش مصرف سوخت، از حملونقل عمومی یا دورکاری استفاده کنند؛ سیاستی که در ظاهر میتواند همزمان به کاهش ترافیک و مصرف انرژی کمک کند. اما اجرای این تصمیم با یک پرسش اساسی روبهروست: آیا شهر برای چنین تغییری آماده است؟ در تهران، حدود ۱۱۵ محله دسترسی مناسبی به مترو ندارند، شبکه موجود در ساعات اوج با ازدحام و محدودیت ظرفیت مواجه است و همزمان، رایگانشدن مترو درآمدی را که میتوانست بخشی از هزینه توسعه و نگهداری شبکه را پوشش دهد، حذف کرده است. از سوی دیگر، دورکاری نیز بدون سازوکار سنجش عملکرد میتواند صرفاً محل انجام کار را تغییر دهد. مسئله بنابراین فقط تغییر رفتار کارکنان نیست؛ بلکه کیفیت و هزینه انتخابهای جایگزین است. «یک روز بدون خودرو» اگر قرار است سیاستی پایدار باشد، به یک بسته حملونقل و مدیریتی نیاز دارد.

هر بار که یک موتورسوار یا وسیله نقلیه حمل کالا با یک پیتزا، چند قلم خواربار یا بستهای از یک فروشگاه اینترنتی راهی خانه مشتری میشود، در ظاهر چهار طرف در معامله حضور دارند: مشتری، فروشنده، راننده و پلتفرم. اما بخشی از هزینه این معامله را طرف پنجمی پرداخت میکند که حتی ممکن است هیچ نقشی در آن نداشته باشد: عموم مردم.

مجلس به وزیر ارتباطات کارت زرد داد؛ یکی از محورهای اصلی هم افزایش قیمت بستههای اینترنت بود. مطالبهای که از منظر مصرفکننده قابل درک است، اما در صنعت ارتباطات یک تناقض مهم وجود دارد: نمیتوان همزمان انتظار اینترنت ارزان، پوشش گسترده، آنتندهی بهتر و توسعه مداوم شبکه را داشت، بدون آنکه اقتصاد سرمایهگذاری اپراتورها را در نظر گرفت. شبکه مخابراتی برای توسعه به تجهیزات، سایت، فیبر، انرژی و سرمایه تازه نیاز دارد و بخش قابلتوجهی از این هزینهها نیز تحت تأثیر تورم و نرخ ارز قرار دارد. اگر قیمت خدمات برای سالها سرکوب شود، هزینه این سیاست لزوماً از بین نمیرود؛ ممکن است در قالب افت کیفیت، کاهش سرمایهگذاری و کند شدن توسعه شبکه به مصرفکننده بازگردد. بنابراین سؤال اصلی فقط این نیست که چرا اینترنت گران شده؛ باید پرسید چگونه میتوان میان قیمت، کیفیت و سرمایهگذاری تعادل ایجاد کرد.