Image
16 دیدگاه‌ها
  1. Navid

    سلام، خیلی جالب بود و ازشون حسابی درس گرفتم، شاید ما جوون ها باید نظریه ها رو تغییر بدیم شاید همین متن بتونه دنیارو زیر رو رو کنه بسیار استفاده کردم. موفق باشید.

  2. mehrab_sadooghianzadeh

    مبحثی جذاب و آموزنده.

  3. محمد حسن دانشور

    رضا جان عجب نوشته ی فاخری بود.
    لذت بردم حقیقتا.

  4. Ehsan Amiri

    بسیار عالی، جناب غیابی امیدوارم همچنان که از تجربیات و دانسته های خودتان به بقیه آموزش میدهید، بار تجربی و دانش خود جهت موفقیت بیشتر اضافه شود که قطعا همین طور هست

  5. Faramarz Zabihian

    نظربات علمی بر پایه یک سری فرضیات شکل می گیرند و پس از تایید توسط شواهد کافی از اعتبار نسبی برخوردار می شوند. با تعبیر بالا آقای شوارتز ابتدا باید فرضیات خود را مطرح کند، سپس نظریه بدهد و آنگاه شواهد آماری کافی در تایید نظریه خود فراهم آورد تا صحبتش از منظر علمی قابل شنیدن باشد.

    اما از جنبه دیگر می توانم بگویم که شرکت کنندگان در سمینارهای موفقیت و مانند آن عموما جوینده هستند و صحبتهای آقای شوارتز نهایتا می تواند تاکید بر جهان شمول نبودن و گریز پذیر بودن نظریات علمی باشد که می تواند انگیزه ای برای تلاش و بازسازی باورها در شرکت کنندگان را فراهم آورد.

    در توضیح این آخری نظریه ای را مثال می زنم که بر فرض متوسط قد انسانها زیر دو متر است بنا شده و بنا به محاسباتی معتقد است که انسانها نمی توانند بیشتر از 3 متر بپرند. بدیهی است اگر متوسط قد جامعه خاصی (مثلا جامعه بسکتبالیست ) از دو متر بیشتر باشد این نظریه همچنان معتبر است اما در مورد آنها کاربرد ندارد.

  6. Mahssa Mossahebifard

    برای کار کردن یک هدف میتواند سازنده و پیش برنده زندگی باشد و آن انجام رسالت انسانی یعنی بهتر کردن جهان اطراف است.
    کاش از اول همین را آموزش می دادند نه چگونگی پولدار شدن و به شهرت رسیدن!

  7. جعفر اسمعیلی

    دقیقا اینجوری هست ومن در گذشته تو سن 15 یا 16 سالگی کار های کوتاه مدتی انجام می دادم صرفا برای پول و خیلی احساس بدی داشتم احساس ناتوانی حتی مخفی می شدم که نکنه آشنایی منو ببینه .خدا رو شکر اون ها کوتاه مدت بود برای گذاراندن تعطیلات.

  8. ehsan

    همه مطالبی که گفتید درست و قشنگه. به قشنگی جامعه ای که توش این مفاهیم پرورانده شده و نه ایران.

    من مثلا تو یکی از شرکتای گل و بلبل ایرانی کار میکنم. چیزی که معیار ارزشه برای صاحبان شرکت رقم اخر کاره. همین. هر چیزی, فارغ از اینکه چی هست براشون اهمیت نداره. تو این وضعیت درباره هدف والا حرف زدن فقط یه لبخند رو لب میاره.

  9. سعید صادقی پور

    با درود و سپاس از شما عزیز گرامی .
    مطلب مفید و پر فایده ای را به اشتراک گذاشتید . البته فقط اضافه کنم که کار ها به دو صورت تولید یا ساخت اجرا می شوند .
    در پروسه “تولید” شما با تکرار یک سری کار بصورت منظم با کمترین قدرت مانور در اجرای کار روبرو می شوید .
    در پروسه “ساخت” ما با تکرار خلاقانه یک سری کار روبرو می شویم که به اندازه ای معقول دارای آزادی عمل و بهره گیری از قدرت مانور تیمی برخوردار می باشد .
    تفاوت قائل شدن بین “تولید” و “ساخت” یکی از نکات ظریف در کارآفرینیست که در فرهنگ کار کشور ما غریب و ناشناخته است .
    و نکته مهم : در پروسه “تولید” به اشخاصی با توانایی انجام کارهای تکرار پذیر و در “ساخت” به اشخاصی با توانایی سازگاری با تغییرات مدام نیازمندیم و عدم رعایت انتخاب درست اشخاص باعث ضرر و زیان به فرهنگ کار خواهد شد .
    پایدار و مانا باشید .

  10. mtajik56

    سلام
    جناب آقاي غيابي از زحمتي كه كشيده ايد سپاسگزارم.

  11. عبدالحسین جهانبخش

    یک چیزی در خلال متن به ذهنم میومد و اون هم مفعوم بازاریابی اجتماعی بود که تمرکزش بر نوع تغییر رفتار جامعه ست. بازار یاب یاجتماعی میگه 16 درصد تغییر رفتار بدلیل اموزش، 16 درصد با اجبار و 68 درصد ! با بازاریابی اجتماعی اتفاق میوفته و بازار یابی اجتماعی ینی مردم رفتاری رو انجام میدن که جمع سودمندی و خوشایندی کوتاه مدت اون بیشتر باشه.

  12. عبدالحسین جهانبخش

    جناب غیابی کتاب “حرکت ” از علی صفایی رو اگه فرصت کردید بخونید، نگاه شما و نگاه نویسنده این کتاب بهم نزدیکه.

  13. V.tehraniseresht84

    بسیار عالی بود سپاسگزار .
    بخشی از مقاله :
    “از آنجا که بیشتر رفتارهای ما در عکس‌العمل نسبت به دیگران ساخته می‌شود، گاهی عکس‌العمل ما به یک عمل، می‌تواند منجر به تغییر رفتار ما شود. دانستن این تکنیک برای فرصت‌آفرین، حیاتی است. او به جای واکنش به اعمال دیگران، باید یک عمل را خلق کند. و این عمل باید سازنده و اخلاقی باشد تا این چرخه به سمت سازندگی و اثرگذاری مثبت در دیگران و جامعه پیش رود.”

  14. mehrab_sadooghianzadeh

    چیزی ک من از این پست گرفتم:
    برای همسو کردن یک جمع با خودم،‌ می‌توانم از این تکنیک استفده کنم ک فکرها و اعمال آن‌ها را جهت دهم. این کار می‌تواند ب سادگی مدیریت نوبت صحبت کردن افراد باشد. و برای این کار ۲ روش وجود دارد:
    ۱- روش مدیریتی ک ب افراد در هر قدم انتخاب‌های محدود بدهم، قوانین سلبی وضع کنم و رفته رفته با محدود کردن آن‌ها (به پایین حول دادن‌شان) جایگاه مدیریتی خود را تثبیت کنم.
    ۲- روش راهبری،‌ در هر مرحله با دادن نظرات و راهنمایی‌های سازنده ب افراد کمک کنم تا در زمین بازی خود بهترین تصمیم را بگیرند.

  15. V.tehraniseresht84

    بسیار عالی . سپاسگزار
    بخشی از مقاله :
    “… ذات انسان‌ها در هر جامعه‌ای، محصول طراحی ایده‌پردازان آن جامعه بوده است. به همین ترتیب در سازمان‌ها نیز همواره شاهد تعامل افراد با نوع کار و محل کارشان هستیم. پس طبیعت کار خوب می‌تواند رفتار خوب انسانی را در کارکنان شکل ببخشد. …
    پس؛ یک فرد فرصت‌آفرین باید بداند و آگاه باشد به واسطه‌ی ایده‌ای که خلق می‌کند، رفتاری در خود و دیگران می‌آفریند که نسبت به آن مسئول است.”

دیدگاه‌تان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *