رضا براهنی؛ روشنفکری که بازنشسته شد

رضا براهنی؛ روشنفکری که بازنشسته شد

این یادداشت را به بهانه‌ی درگذشت رضا براهنی، مبارز چپ‌گرا و شاعر پست‌مدرن، که یکی از نمادهای روشنفکری در زمانه‌ی خود بود می‌نویسم. شنیدن خبر درگذشت براهنی که چند روز پیش به گوشم رسید، باعث شد به یاد یکی از اشعار او بیوفتم که از همه بیشتر با من حرف می‌زند یا بهتر بگویم، بیشتر […]

اینترنت پر شده از ساده‌سازی‌های غیر حرفه‌ای

امروز ویدیوی فوق را در یکی از صفحات اینستاگرام دیدم. زیر آن نوشته بود: «فراز و نشیب‌های زندگی سرعت رسیدن به مقصد را زیاد‌تر می‌کند.» با خودم گفتم: چه ربطی دارد؟… کمی تحقیق کردم و دیدم اصل ویدیو مربوط به کانال‌های عمومی‌سازی علم در یوتوب است و در وب انگلیسی هم بسیاری این ویدیو را […]

پاسخی به یک گزارش… این راه ما نیست

رضا غیابی شاملو

در پی انتشار خبری زیر عنوان «بزرگترین کارتل‌های قدرت اقتصادی در دست برخی افراد بخش خصوصی‌ است» در دیماه ۱۴۰۰، که به شکلی مذبوحانه و توهم‌زا تلاش بر مخدوش نمودن فعالیت‌های اینجانب و پیشینیانم نموده، لازم دیدم یادداشتی کوتاه را تقدیم مخاطب آگاه کنم تا رفع توهمات احتمالی صورت گیرد. در ضمن اطمینان دارم افرادی […]

«بیانیه نخبه‌اندیشی» خطاب به فعالان اندیشه و عمل

«بیانیه نخبه‌اندیشی» خطاب به فعالان اندیشه و عمل, دکتر امیر حسین بزدانی و رضا غیابی

چند سال پیش در بازدید از «موزه‌ی کومیتاس» ارمنستان، با مفهوم نسل‌کشی بیشتر آشنا شدم و دریافتم که یکی از معانی نسل‌کشی منکوب کردن و تضعیف نخبه‌های یک جامعه است. به همین دلیل پویشی شخصی را آغاز کردم و از خود و دیگران پرسیدم : «نخبه کیست؟»

استراتژی؛ پاسخی به همه چیز

استراتژی؛ پاسخی به همه چیز

آنقدر در مورد استراتژی نوشته‌اند که تقریباً نمی‌شود چیز جدیدی در مورد آن گفت. در عوض می‌توان آنچه موجود است را نوعی دیگر نگاه کرد. در این یادداشت کوچک که به درخواست یکی از دوستان نوشته شده، به طور بسیار خلاصه به بازگو کردن یکی از نگاه‌های عملگرایانه پرداخته شده است. استراتژی (یا راهبرد) از […]

ریشه‌ی حسادت ناامیدی‌ست

ژریکو، پرتره‌نگاریِ بیماران روانی - نماد حسادت

یااااافتم! یااااافتتتتتتتتم! صدای ارشمیدس که به یکباره از حمام عمومی بیرون دوید و در خیابان‌های سیراکوزا این کلمات را فریاد زد، چند سال پیش در گوش نگارنده هم طنین‌انداز شد. زمانی که پس از نوشیدن قهوه با یکی از دوستان، قصد کردم تا از طریق رساندن وی به مقصدش، او را مشایعت کنم و از […]

چرک‌نویسی درباره‌ی غرور

چرک‌نویسی درباره‌ی غرور

از غرورم است که همین پیش‌نویس را می‌نویسم و چون هنوز نمی‌دانم که سر و ته دارد یا نه، آن را یک چرک‌نویس می‌دانم تا یک یادداشت درست و حسابی. گفتگوست با خودم و شما. پرسه‌ی ذهنی‌ست. کمتر می‌شود که من در برگزاری یک رویداد، همایش، کنفرانس و غیره نقش داشته باشم. مگر نور چشمم تداکس‌تهران […]